تا صبح

دانایی را نمی شود کُشت! (طومار شیخ شَرزین، بهرام بیضایی)

نوشته‌های برچسب خورده با ‘اعدام

سخن رانی مهندس موسوی در جمع خانواده های سَر داران شهید جنگ و ایثار گَران

با یک دیدگاه

خانواده‌های شهدا و ایثارگران کسانی هستند که تجربیات بسیار گرانباری از مقاومت ملت ایران داشته‌اند. آنها شاهدان یک اتفاق بزرگ در کشور هستند. خانواده‌های شهدا هستند که از دفاع مقدس و از اینکه بر ما چه گذشت شهادت می‌دهند. خود این شهادت نقشی تعیین کننده در سرنوشت آتی کشور ما دارد. من فکر می‌کنم این صرف حکایت یک حدیث، روضه‌خوانی و امثال اینها نیست بلکه شهادت تبدیل به یک عنصری جهت آگاهی دادن به ملت و داوری‌های مردم تبدیل شده است. منتها به دلیل اینکه نظام ما نام اسلام را بر خود دارد چنانچه عملش مطابق اسلام نباشد اسلام هم زیر سئوال می‌رود و دستاوردهای اول انقلاب هم زیر سئوال می‌روند که در این شرایط دفاع کردن از دستاوردهای اول انقلاب کمی دشوار تر از سابق است. اگر در قدیم مردم با یک اشاره قانع می‌شدند در حال حاضر توضیحات بیشتری باید داده شود تا مردم درک کنند که آن زمان فضا به چه شکلی بود. خیلی کوتاه می‌شود گفت آنجه که در طول ۸ سال دفاع مقدس مردم را قادر کرد که در مقابل آن همه توطئه‌ها و دسیسه‌ها و دشمنی‌ها بایستند گفتمانی بود که همه ملت را دور خود جمع کرد و اینگونه نبود که فقط نیروهای نظامی جدا از مردم به مقابله با دشمن بپردازند. این مقاومت و استقبال و ایمان مردم بود که ما را قادر کرد که در این جنگ بایستیم.

در چند صد سال گذشته جنگ‌های زیادی به ایران تحمیل شد و در تمام این جنگ‌ها قطعات زیادی از خاک ایران از دست رفت و این مسئله در روحیه ملت ما اثر گذاشته بود، ولی دفاع مقدس خوف از بیگانه را در درون ما ذوب کرد. در هشت سال دفاع مقدس در حالی که بیشترین کمک‌ها به صدام شد و ما با یک جهان روبرو بودیم ما ایستادیم و یک سانتی‌متر از خاک کشور را به دشمن ندادیم. این یک چیز مهم را به ملت ثابت کرد و در کنارش فضلیت‌های زیادی قوت گرفت که مهم‌ترین این فضیلت‌ها ایثار و گذشت بود. مسئله ایثار یکی از سرمایه‌های بزرگ اجتماعی ماست زیرا قطعا آنچه که ما را حفظ کرد سخت‌افزار نبود. ما اگر با بهره‌برداری از آن روحیه پیش می‌رفتیم خیلی از مشکلات تاریخمان را که قرن‌ها روی دوش ملتمان تلنبار شده راحت‌تر کنار می‌گذاشتیم اما این کار را نکردیم و رخنه‌ای از فساد و دروغ در کشور ما ایجاد شد که در سال‌های اخیر هم این موضوع گسترش پیدا کرد. واقعا اگر تک تک معضلاتی را که بر اثر فساد و دروغ در کشور به وجود آمده بررسی کنیم خواهیم دید که خساراتشان کمتر از حمله یک دشمن خارجی به کشور ما نیست. این که اعلام می‌شود در سال ۸۷ رشد اقتصادی در کشور نیم درصد بوده است تنها ممکن است در شرایط حمله بیگانه به کشور رخ بدهد.

به نظر می‌آید که در همین شرایط در مقابل مشکلاتی که برای کشور به وجود آمده، برگشت سرمایه‌های اجتماعی دوران دفاع مقدس برای ما جنبه حیاتی پیدا کرده است. تکیه مردم بر ایثار و گذشت سبب‌ساز آزادی خرمشهر شد. این روحیه در حال حاضر هم در شکل جدید مبارزه ملت ما می‌تواند به کمک ما بیاید. با دروغ نمی‌شود مبارزه کرد مگر با راستگویی، صداقت، صراحت و برگشت به ارزشهای انسانی و اسلامی.

خواسته‌هایی که مردم پس از انتخابات مطرح کرده‌اند جنبه فطری دارد و بخش عمده آن برگفته از خواست‌هایی است که ما در دوران دفاع مقدس به آنها رسیدیم. مردم الان چیز خاصی که غیر عادی باشد مطرح نکرده‌اند. مثلا گفته‌اند که حقوق ما را پس بدهید، به قانون اساسی برگردید، به مردم احترام بگذارید. در حال حاضر جنبش سبز مثل آب روانی است که زیر یک خاک نرم در حال تکثیر است. واقعا هیچ راهی برای اصلاح، جز احترام به ملت وجود ندارد. خشت اول همه اصلاحات احترام به ملت است. این خواست‌ها تمام چیزهایی است که ما از دین اسلام، از تاریخ خودمان، از دفاع مقدس و… یاد گرفته‌ایم. الان هم با این خطرهایی که جامعه ما با آنها روبرو است که به نظر من مهمترینش ناشی از دروغ و فساد است ما باید به صداقت و به ارزشهای اجتماعی برگردیم و در شکل اصلی، به قانون اساسی خودمان برگردیم.

ما می‌گوییم اگر می‌خواهید مملکت را اصلاح کنید اعلام کنید که فصل سوم قانون اساسی را رعایت می‌کنید. در قانون اجتهاد نکنید چرا که این فصل قانون اساسی نتیجه تلاش ۲۰۰ ساله در کشور ماست و حاصل تلاش نسل‌های بسیاری است. قانون اساسی به گونه‌ای نیست که بتوان در آن دخل و تصرف کرد. در قانون اساسی همه موارد مربوط به احترام به حقوق ملت مطرح شده است. ما می‌خواهیم بگوییم شما از قانون اساسی برای مردم دلسوزتر نباشید. واضعان قانون اساسی می‌دانستند که با یک جامعه پیچیده روبرو هستند و می‌دانستد که راه حل بدی‌ها، کجی‌ها، مریضی‌ها، بداخلاقی‌ها و دروغ‌ها همین قانون اساسی است وگرنه با حالت آمرانه برخورد کردن، حذف کردن بعضی اصول و … نمی‌شود مشکلات مملکت را حل کرد.

در اوایل انقلاب اقلیت‌های مذهبی کشور در راهپیمایی‌ها یا جنگ و سایر مسائل شرکت فعال داشتند و ما این را تاکید می‌کردیم که اقلیت‌ها شرکت کرده اند. دلیل تاکید بر حقوق اقلیت‌ها در قانون اساسی فقط حقوقی نبود و معنایش این بود که جمهوری اسلامی اعلام می‌کرد که می‌خواهد حقوق اقلیت‌ها را هم رسمیت ببخشد و به رسمیت بشناسد. یعنی وقتی آنها قوانین کشور را رعایت می‌کنند آنها هم شهروندان ایران هستند. ولی پس از سال‌ها به این‌ها توجه نکرده و حقوق اقلیت‌ها را رعایت نمی‌کنیم. اما به جای آن آمده‌ایم یک عده محدود را به عنوان یک ملت تلقی می‌کنیم و عده دیگر را نادیده می‌گیریم. ما آن وحدتی را که قادرمان کرد در دفاع مقدس بایستیم را از بین برده‌ایم.

چطور می‌شود یک حکومتی یک شهروند خود را تنها به جرم داشتن عقیده‌ای بیاورد و به اجبار بگوید به فلان چیز اعتراف کن و اگر اعتراف نکند او را آنقدر بزند که بینایی‌اش کم شود. این فرد با هر عقیده‌ای بالاخره شهروند جمهوری اسلامی است.

جنبش سبز منادی این است که ما باید مسیر را به سمت وحدت ملی برگردیم. این به نفع انقلاب است. به نفع ارزشها است. این به نفع اوج گرفتن دوباره فضیلت‌هاست. این تنها راهی است که ما در پیش رو داریم. این، هم برای جنبش سبز راه‌هایی را ایجاد می‌کند و هم برای حکومت پیشنهادهایی را در اختیار می‌گذارد که اگر می‌خواهد مشکلات کشور را حل کند باید از این راه‌ها برود وگرنه دچار دشواری می‌شود. الان ببینید سایه تحریم‌ها بر سر کشور ما بلند شده است و اهمیت این تحریم‌ها در شرایط فعلی این است که ما با مشکلات جدی اقتصادی مواجه هستیم. لغو هر قطعنامه‌ای که علیه ایران صادر می‌شود به این سادگی‌ها نیست. عراق هنوز درگیر عواقب قطعنامه‌هایی است که در زمان صدام بر علیهش صادر شد. در چنین حالتی طبیعی است که ما وضعیت دشواری خواهیم داشت. از یک طرف می‌بینید وضعیت پیش آمده در سیاست خارجی ما درگیر موضوع ناکارآمدی است و از طرف دیگر وضعیت ملت و منافع ملی برای ما مهم است. ما با تحریم‌ها مخالفیم. ما دلمان برای مردممان می‌سوزد، برای کارگران می‌سوزد وبرای معلم نیز.

جنبش سبز طرفدار تضعیف کشور نیست و از این منظر نمی‌تواند طرفدار تحریم‌ها باشد. گرچه تلخ است که ما این وضعیت را در برابر این ناکارمدی‌های در سیاست خارجی قرار دهیم. ما باید همان فضای همدلی پیش از انتخابات را در سطح جنبش سبز گسترش دهیم و نباید از آن روش‌های خصمانه‌ای که در مواجهه با جنبش سبز انجام شد تاثیر بگیریم. ما باید تلاش کنیم همان فضای معنوی و همان فضای اتحاد بین افراد را حفظ کنیم و برای حل مشکلات کشور راه حل مطرح کنیم. در ابتدای انقلاب اصلا این مطرح نبود که ما می‌خواهیم یک حاکمیت تشکیل بدهیم که دست چند نفر باشد. در همه گفتمان‌های اول انقلاب نقش مردم و حاکمیت آنها بر سرنوشت خودشان نقش اول و اصلی را داشته است.

قدرت نظامی زمانی کاربرد دارد که به پشتوانه حمایت مردم عمل کند و حال آنکه اگر نیروی نظامی در برابر مردم قرار بگیرد بسیار ناشایست است. اگر ما می‌گوییم باید به ارزش‌های دوران قبل برگردیم به این معنا نیست که به آن دوران عقب‌گرد کنیم. آن دوران یک دوره تاریخی بوده که تمام شده است. حرف تازه این است که ما باید فضای همدلی و اتحاد آن دوره را بازیابی کنیم.

در حال حاضر با نگاهی خرافی مواجهیم که برنامه‌ریزی را در کشور تعطیل کرده است. دعا کردن و… هرگز باعث نمی‌شده که ائمه ما برنامه‌ریزی نکنند. در یک نگاهی که جاده می‌کشد تا امام زمان(عج) راحت تر از جنوب ایران به تهران برسد برنامه‌ریزی به چه کار می‌آید.

مهندس موسوی در مورد دلایل صدور بیانیه ی انتقادی نسبت به اعدام های اخیر گفت:

همه ملت ما با ترور، آدم‌کشی و بمب‌گذاری مخالفند. همه ملت ما از جنایت‌های تروریستی بیزارند. ملت ایران در طول سال‌های متمادی کم قربانی نداده است. مشکلی که ما امروز در کشور داریم این است که قوانین را در خدمت اغراض سیاسی کوتاه‌مدت قرار می‌دهیم که ارزش قضایی کار از بین می‌رود. چرا در آستانه خرداد این اعدام‌ها انجام شد؟ چرا به مردم اطلاع داده نشد؟ چرا دادگاه‌ها علنی برگزار نشد؟ چرا وکلا از موضوع بی‌اطلاع بودند؟ اینها است که باعث می‌شود حکم‌های قضایی اصالت خود را از دست می‌دهند.

او در مورد موضع گیری داد ستان در مورد بیانیه ی انتقادی اش در باره ی اعدام های اخیر گفت:

به نظر می‌آید که یا ایشان نسبت به اول انقلاب جاهل است یا تمام آن دستاوردهای اول انقلاب را زیر سئوال برده است. ما به جایی نمی‌رسیم مگر اینکه از ابتدا از حق دفاع کنیم حتی وقتی با دشمنانمان مواجه می‌شویم. مثال شب شهادت حضرت امیرالمومنین مثلی است که همه می‌دانند. ایشان پس از ضربه خوردن نگران ابن ملجم بود که شیر به او می‌رسد یا نه، جایش مناسب است یا نه؟ و اینکه مبادا به او صدمه بزنند. ما به این اسلام علاقه داریم. ملت ما هم این اسلام را می‌شناسد. آیا وضعیتی که در دادگاه‌های ماست چنین وضعیتی است؟ بدون شک نه. این دور شدن از اسلام است.

در نهایت در مورد شایعه ی باز داشت سَر تیم محافظانش (احمد یزدان فَر)، ضمن تأیید باز داشت او گفت:

اگر ماموریت کسی تمام می‌شود به او ابلاغ می‌کنند نه اینکه او را در وسط خیابان درحالی که به نماز می‌رفته بگیرند و با خود به پادگان ببرند. آقای یزدانفر از سال ۶۰ درتیم حفاظت بوده‌اند. ایشان از برادرهای قدیمی بسیار خوب سپاه بودند و به وظایف خودشان عمل می‌کردند. برادر دو شهید هم هستند و بسیار مومن و معتقد و فداکار عمل می‌کردند. در طول این سی سال موقعیت‌هایی پیش آمد که ایشان می‌توانستند به موقعیت‌های بالای مالی و پستی دست پیدا کنند اما نرفتند و قبول نکردند. ایشان بر سر چیزی که به آن اعتقاد داشت می‌ایستاد. این‌ها با دستگیری آقای یزدانفر خودشان را در معرض آسیب‌پذیری بزرگی قرار داده‌اند چرا که اگر اتفاقی برای من بیافتد خودشان در معرض سئوال قرار می‌گیرند.

نوشته شده توسط بامداد راد

23 مه 2010 در 13:13

نوشته شده در جنبش سبز

برچسب خورده با , ,

یاد داشت دکتر رَه نورد در مورد اعدام های اخیر

دیدگاهی بگذارید »

(من: شخصن برای من جالب است که «کلمه» تازه گی ها خیلی از «جَرَس» نَقل می کُنَد و حتّا در برخی مواردی نظیر این یاد داشت که باید خودش منتشر کُننده ی اصلی خبر باشد، خبر را به نَقل از «جَرَس» منتشر می کُنَد.)

اعدامهای تحریک آمیز و خشونت بار این ایام توسط حاکمیت، بویژه اعدام پنج جوان که در روز یکشنبه ۱۹ اردیبهشت به بهانه حضور در گروهکها اعدام شده اند، سؤالهای متنوعی را به ذهن هر انسان آزاده و تحلیلگری متبادر می کند.

مثلاً:

- اصلاً چرا اعدام؟ چرا بدترین مجازات در حق انسانها و ملت اعمال شده است؟

- آیا روند دادرسی انجام شده؟ آیا اقرار گرفتن زیر شکنجه هیچگونه وجاهت قانونی دارد؟

- آیا این اعمال و محکومیتها و اعدامها، اقدامی مستقلانه از سوی قوه قضائیه بوده است یا با فشار نهادهای امنیتی انجام شده؟

- آیا این اعدامهای شتابزده برای زهر چشم گرفتن از مردم در سالگرد بیست و دوم خرداد بوده است؟

- درحالی که جنبش سبز با همه تنوع و تکثر، خواهان استقرار حاکمیت مرکزی، وحدت ملی تمام قومیتهای ارضی ایران با حفظ حقوق اقلیتها ست، چرا حاکمیت فعلی با سرکوب اقلیتها و جوانان کرد و اعدامها در جهت تحریک این قوم اصیل عمل می کند؟ و سؤال پررنگ این است که آیا این اقدامات در جهت وحدت ملی است و یا تجزیه ملی و سایر پیامدهای سوء آن؟

- آیا اعدام زنان و خشونت در حق لطیف ترین بندگان خدا، موجب سرافرازی حاکمیت است یا نشان ضعف و ذلت آن؟ و این درحالی است که به فرموده پیامبر، زن به ریحانه تشبیه می شود: «إنَّ النّساء ریحانة»

- آیا با این همه ادعای اسلام مداری رژیم، این اقدامات خشن، بازجوییها، زندانهای طویل المدت، و نهایتاً اعدامها، زنان را به اسلام علاقه مند کرده یا موجب بدبینی زنان و جوانان به اسلام شده است به نحوی که حتی عبادات بنیادی مثل نماز و روزه را هم برای آنها زیر سؤال برده است؟ اینگونه زن کشی ها، به این معنا ست که بالاخره حاکمیت به مطالبه رفع تبعیض تن داده (!) اما این بار از طریق ظلم بالسویّه! با اعمال زندان، شکنجه، بازجویی، احضار و اعدام، بطور مساوی برای زنان و مردان! و همزمان خودداری از هرگونه اقدام رفع تبعیض در قوانین قیم مآبانه در ارگانهای ذیربط و دادگاهها و نهایتاً، من زهرا رهنورد بعنوان عضو کوچکی از ملت، در اینجا به تمام مادران داغدار و زنانی که فرزندان و شوهرانشان اعدام شده اند یا در کف خیابانها به دست مزدوران کشته شده اند پیام می فرستم: ای زنان دلیر و شجاع، در این غم و اندوه عظیم، در کنار شما هستم و بدانید که این خونها به بار می نشیند و پاداش هزینه سنگین داغ جوانان صبح آزادی و دموکراسی خواهد بود اما دریغ و افسوس از این همه ظلم حاکمیت بر ملت؛ ملتی که هیچ کس را ندارد جز خداوند عالم.

نوشته شده توسط بامداد راد

12 مه 2010 در 10:42

نوشته شده در جنبش سبز

برچسب خورده با ,

وقتی خدا خوابه…

دیدگاهی بگذارید »

5 زندانی سیاسی به نام های فرزاد كمان گر فرزند باقي، علي حيدريان فرزند احد، فرهاد وكيلي فرزند محمّد سعيد، شيرين عَلَم‌ هولي فرزند خدر و مهدي اسلاميان فرزند محمّداعدام شدند؛ در حالی که پرونده ی سه تَن از آن ها در مرحله ی باز نگری بود و خانواده و وکلای هیچ یک از ایشان در جریان اجرای این اعدام ها قرار نگرفتند. خانواده های این شهیدان، فردا، بیستم اُردی بهشت ماه، ساعت 11 صبح، تجمّع اعتراضی خود را جلوی درب اصلی دانش گاه تهران بَرگزار می کُنند.

  • خبر کوتاه است و همین کوتاهی و اختصار است که بَر جا میخ کوبت می کُنَد. از آن لحظه که این خبر را در «گودِر» خواندم و هم خوان کردم دنیا دور سَرَم می گردد؛ نمی دانم بخندم به پوچی این دنیا، گریه کُنم برای مظلومیت خانواده ی این شهدای تازه به خون غلتیده یا عصبانی شَوَم؟ خشمم را، فریادم را، اشک هایم را کجا خالی کُنم؟ خدایا، از تو گِلِه دارم. مگر نگفتی اگر بخواهیم، سَر نوشتِ مان را تغییر می دهی؟ پس چرا نشد؟ چرا وقتی می خواستند اعدامِ شان کُنند بلای آسمانی نیامد و همه را نخشکاند؟ نکُند بلای آسمانی اَت همین ظلم باشد؟ خدایا، ما ملّتِ ستم دیده، ما ایرانی های زجر کشیده، ما آزاده گان ِ در بند، جُز تو پناهی نداریم. اگر تو یاری ِ مان نکُنی چه کَسی به فریادِ مان می رسد؟ به فریادِ مان برس…
  • دوست دارم خطاب به آن ها که مثلن متواضعانه خود را هم راه و نه رَه بَر جنبش سبز می دانند، به ویژه خطاب به آقای مهندس موسوی؛ که همه او را به عنوان دستِ کم تأثیر گذار ترین عضو جنبش سبز قبول داریم حَرفی بزنم. آقای مهندس! کجایی دادا؟ 5 هم وطنت را کُشتند به همین ساده گی، آن وقت پای گاه اطّلاع رسانی اَت – «کلمه» – که به هَر مناسبتی حرف هایت را منتشر می کُنَد، حتّا یک خبر کوتاه در اعلام نام های این افراد کار نکرده. آقای موسوی به ویژه از شُما همه انتظار یک بیانیه در محکوم کردن این اعدام های ننگین را داریم که اگر هم راه با دعوت به بَرگزاری یک مراسم یاد بود – و نه حتّا تظاهرات – باشد خیلی به تَر است. دیر نشده مهندس، تاریخ تو را به نیکی یاد می کُنَد، نگذار نامت در نا دیده گرفتن این ستم عظیم به فراموشی سپرده شود. می دانم محدودیت داری، امّا جان 5 انسان را به نا حق گرفته اَند، حرفی بزن، ما منتظر ایم!

پی نوشت: عنوان نوشته نام آهنگی از «شاهین نجفی» ست. نیز، اگر نوشته منسجم نیست ببخشید، اعصابم خُرد تَر از این حَرف ها ست.

نوشته شده توسط بامداد راد

9 مه 2010 در 18:08

نوشته شده در جنبش سبز

برچسب خورده با ,

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.