نوشتههای برچسب خورده با ‘دکتر رَه نورد’
مشروح دیدار فعّالان جنبش زنان با مهندس موسوی و دکتر رَه نورد
زهرا رهنورد و میرحسین موسوی به تازگی پذیرای جمعی از فعالان جنبش زنان از طیف های مختلف فکری بودند. سخنان این زنان را گوش دادند و هر دو، نگاه شان را به مسئله زنان، جنبش زنان و چگونگی پیوندش با جنبش سبز مطرح کردند. اینکه جنبش زنان به عنوان بخشی از بدنه جنبش سبز در یک ساله اخیر توانسته نقش مهمی در پیشروی اهداف جنبش سبز داشته باشد. هر دو به عنوان مخالفان سرسخت سیاست هایی که در حال حاضر برای زنان اعمال می شود؛ معتقدند مسئله زنان را هم مردان و هم زنان پا به پای هم می توانند حل کنند همانی که یک سال پیش در جنبش سبز نیز رخ داد و افراد فراتر از مرد و یا زن بودن، در جنبش سبز در پی تحقق مطالباتشان تلاش کرده و می کنند.
دکتر زهرا رهنورد که خود به عنوان یکی از فعالان حقوق زنان در ایران شناخته می شود؛ می گوید: «جنبش زنان و جنبش سبز ارتباط ارگانیک جدایی ناپذیری با یکدیگر دارند. یعنی بدون زنان، جنبش سبز نمی تواند موفق شود چرا که نیمی از جمعیت را زنان تشکیل می دهند. دلیل تاکید من روی ارتباط ارگانیک جنبش سبز و جنبش زنان این است که این دو جنبش به آرمانهایشان با هم خواهند رسید. این دو نمی توانند از هم جدا شوند. بنابراین، جنبش سبز باید درباره زنان، آسیب پذیری فعلی و نیز آینده شان شاخصه های متقنی داشته باشد».
به گفته زهرا رهنورد مسئله زنان تنها یک مسئله زنانه نیست؛ بلکه یک مسئله ملی و فراتر از آن جهانی است: «من همیشه این را تکرار می کنم که زندگی بشری پروازی است که با دو بال انجام می گیرد. یک بال زن و یک بال مرد و هیچ پروازی تا کنون با یک بال موفق نبوده است. زنان در کشور ما و در سطح جهانی مدت ها در زیر پوست تاریخ فعالیت داشتند. آنها در طول تاریخ حضور داشتند اما این حضور دیده نمی شده است اما بعد از مشروطه در ایران، زنان از زیر پوست تاریخ بیرون آمدند و در لایه های آشکارتر فعالیت کردند و این فعالیت امروز به آنها حضوری عینی بخشیده است. ما امروز با یک معضل عجیبی روبرو هستیم. این معضل واقعیت وجود زن در شرایط فعلی کشور ما و در فرهنگ و قانون و قانون گذار در مقابل این واقعیت وجودی است. این زنی که امروز پا به عرصه وجود گذاشته است نه قانون گذار او را درک می کند، نه قانون و نه فرهنگ. با این معضل چه باید کرد؟».
به باور این استاد دانشگاه، نخستین راه، برای حل معضل این است که قبول کنیم زن یک حقیقت است. او در این باره می گوید: «جمله «فاطمه، فاطمه است» حاکی از آن است که حضرت فاطمه فقط در مناسبات خانواده دیده نمی شود. او یک حقیقت وجودی است. آنچه ما در درجه اول می خواهیم این است که زن به عنوان واقعیت دیده شود که در این صورت، حیرانی قانونی نیز از بین می رود».
او ادامه می دهد: «حقیقت وجودی زن را بپذیریم، نه به عنوان همسر، دختر و یا مادر کسی. اگر به لحاظ کائناتی بپذیریم که زن یک واقعیت عینی و حقیقی است آن وقت حالت شی وارگی، فرمان پذیر بودن و تدوین قوانین قیم مآبانه برای زن برداشته خواهد شد».
راه حل های عملی برای حل معضلی که رهنورد مطرح می کند؛ چیست؟ او خود دراین باره می گوید: «باید قرائت ما به روز و مناسب زنی باشد که پا به عرصه گذاشته است. دوم این که واقعیت های اجتماعی و توانایی های زن را در کنار پارامتر نواندیش های دینی درباره زنان باید مدنظر گرفت».
همچنین استفاده از تجربیات بین المللی در عرصه زنان از دیگر راهکارهایی است که رهنورد به ان اشاره می کند و می گوید: «استفاده از دستاوردهای بین المللی در حوزه زنان که دور از خواست های شرعی و عرفی یک نظام متعالی نیست. مطمئن باشید استفاده از این تجربیات به اصالت های شرعی و عرفی ما لطمه نمی زند به ویژه اگر از طرف متخصصین امر باشد. با حضور متفکران و در یک تیم ستادی به همه این چیزها رسیدگی خواهد شد. آن موقع خواهیم دید که نه قانون و نه قانون گذار حیران نمی ماند و عدم هماهنگی شخصیت فعلی زن با قوانین در ظرف زمان بندی از بین خواهد رفت».
رهنورد در بخش دیگری از سخنانش می گوید: «کلید خواست ها و مطالبات زنان و مردان در جنبش سبز با پس گرفتن رای زده شده است ولی پس از آن، مطالبات بلندی از سوی زنان مطرح شد که همیشه در دل زنان بوده است. مطالباتی که مورد غفلت واقع شد و امروز حاکمیت فعلی در جهت تقلیل ارزش زن کار می کند. کل برنامه هایش تقلیل ارزش زن و تقلیل دادن او به یک زن محدود و وابسته ای است که تفکر و اندیشه اش اهمیتی ندارد. این حاکمیت با شکل های مختلف قانون گذاری مثل محدودیت های ساعت کاری، خطر سهمیه بندی تحصیلی، لوایح حمایت از خانواده برای تخریب خانواده و سایر تبعیض به شکل های مختلف اعمال می کند».
رهنورد در ادامه می گوید: «بدترین اتفاقی که در یک سال اخیر اتفاق افتاده، سرکوب هایی است که نسبت به زنان آزادی خواه انجام می شود و ما به شدت به آن معترض هستیم».
او ادامه می دهد: «امیدوارم همه زندانی ها آزاد بشوند».
زهرا رهنورد خود را از مدافعان پیوستن به کنوانسیون های بین المللی می داند و می گوید: «پیوستن به همه کنوانسیون های جهانی با حفظ تحفظ مشکلی برای ما ایجاد نمی کند و نیز جلوی زیاده روی های دولت از جمله اقدامات سرکوب گرانه را می گیرد».
در ادامه یکی از فعالان جوان جنبش زنان می گوید «کمپین یک میلیون امضا بر ضد قوانین تبعیض آمیز با ده خواسته قانونی برای رفع تبعیض های حقوقی علیه زنان شروع به کار کرده و یک حرکت مطالبه محور است. سوال این است که آیا جنبش سبز نیز مطالبه محور است و مهم ترین مطالبه اش در حوزه زنان چیست؟».
رهنورد در پاسخ به این سوال می گوید: «رفع تبعیض اولین قدمی است که باید برداشته شود و مهم ترین مطالبه مشترک جنبش سبز و جنبش زنان است».
رهنورد بخشی دیگر از سخنانش را به جایگاه جنبش زنان و نسبتش با جنبش سبز اختصاص می دهد و می گوید: «اگر چه جنبش زنان جزیی از جنبش سبز است اما بر تارک جنبش سبز می درخشد. در جنبش سبز، زنان در نقش زن، مادر، دختر، همسر، جوان و پیر شرکت می کنند و حضورشان در جنبش سبز را نشان داده اند».
او در پایان پیشنهاد می کند: «تیمی از زنان به طور مشخص تمام ابعاد آسیب شناسی زن در آن تیم با حضور متخصصان بررسی شود تا جایگاه مناسب با شان مترقی زن تنظیم شود که این برای آینده جنبش سبز، جنبش زنان و نیز رفع تبیعض و سعادت زنان و مردان کشورمان مفید است».
یاد داشت دکتر رَه نورد به مناسبت 30 خُرداد
سی ام خرداد، سالگرد یکی از باشکوه ترین حضورهای ملی و مردمی در تاریخ کشور ماست. سی ام خرداد، سالگرد غم بار شهادت زنان بیگناه، زنان سلحشور و آزادیخواه و زنان مقاوم است که جنبش سبز بی حضور آنان نمی توانست پایدار بماند. ندا آقا سلطان، شبنم سهرابی، ترانه موسوی از جمله شهدای زن جنبش هستند.
در چنین روزی بار دیگر، حاکمیت فعلی، به روی ملت و مردم سرزمین خود تیر گشود و جوانان و زنان ملت را به خاک و خون کشاند. در طی یک سال از ۲۲ خرداد هشتاد و هشت تا امروز که سی ام خرداد هشتاد و نه است پیوسته زنان و جوانان و حتی میانسالان در معرض سختترین رنجها، دغذغه ها، نگرانیها، بازجوییها و شکنجه ها بوده اند.
فهرست حضور زنان در جنبش سبز را میتوان طبقه بندی کرد:
- حضور فعال و شجاعانه زنان در سطح خیابانها و حتی در مواردی به عنوان پیشگام و یا حامی مبارزان.
- حضور سلحشورانه و مقاومت مدارانه زنان در زندانها و مقاومت، در برابر شکنجه ها و اعتراف گیریها (زنانی چون شیوا نظر آهاری، بهاره هدایت، آذر منصوری، مهدیه گلرو، عاطفه نبوی و…).
- حضور با هویتی چون روزنامه نگاران، معلمان، کارگران، فعالان حقوق بشر و هنرمندان و حضوری سخت تر از هر حضور، در مقام مادرانی که در سوگ فرزندان شان در فستیوالهای غم و اندوه گورستانها، لکه ننگی بر سیمای حاکمیت فعلی نشاندند.
- مادرانی که هر روز پشت در زندانها آزادی دختران و پسران زندانی خود را مطالبه می کنند و البته همسران زندانیان سیاسی؛ آنان که مرد خانواده را در کنار خود نمیبینند و با همه این مشکلات دندان بر جگر نهاده اند تا مبادا خون دل دردمندشان، آبروی سلحشوریشان را نزداید.
اینک با سه مخاطب مشکلات زنان مطرح می شود.
نخست روی سخن با جریان پرشکوه جنبش سبز است. موقعیت امروزی جنبش سبز مرهون پایداری زنان است که در کنار همسران و فرزندان خود و به عنوان جمعی از پیشتازان جنبش حضوری بی بدیل داشته اند. جنبش باید بداند تحقق آزادی و دمکراسی بدون زنان سر افراز و بدون محاسبه و اجرای مطالبات رفع تبعیض و خشونت که زنان پیوسته طالب آن بوده اند ممکن نیست.
حاکمیت فعلی برای اینکه بحرانهای اقتصادی و بین المللی و فرهنگی و سیاسی را زیر نقاب قرار دهد، خشونت را همچنان طراحی و پی گیری می کند که دستگیری ها، حمله به بیوت علمای عظام، پر کردن زندانها در این زمره اند. اما پیشنهاد می کنم به جای این گونه اقدامات آرامش و لطافت و عقلانیت را پیشه خود سازد و بدون هیچ قید و شرطی زندانیان را آزاد کند، در این روند با آزادی زنان بدون هرگونه قید و شرط حسن نیت خود را ثابت کند و به خاطر داشته باشند که خودشان مادر، همسر و فرزند دارند و حداقل با شبیه سازی عاطفی و عقلانی دست از سر زنان زندانی بردارند و آنها را به حال شکوهمند خود برگردانند.
سالیان متمادی است که زنان مطالبات خود را در چارچوب مبارزه برای برابری، رفع تبعیض و رفع خشونت اعلام کرده اند. حاکمیت برای تحقق این اهداف، اقدامات اساسی را شروع کند. تعدد زوجات، حضانت، دیه و دهها عنوان دیگر را که خوشبختانه علمای نو اندیش برای آنها راه حل ارائه کرده اند، از مرحله تحقیق و پژوهش و فتوا به مرحله عمل در آورد و در جهت اصلاح فرهنگ و قوانین قیم مابانه نسبت به زنان اقدام کند. از دخالت در زندگی خصوصی افراد به ویژه زنان خودداری کنند و در نهایت در روند رفع بحران و توسعه عقلانیت در کنار آزادی زندانیان سیاسی، برگزاری انتخابات آزاد، آزادی مطبوعات و رسانه ها، احترام به دمکراسی و اجرای قانون اساسی را در همه بندها و بخشهای آن وجهه همت خود قرار دهد.
گزارش دیدار جوانان اصلاح طلب با مهندس موسوی و دکتر رَه نورد
میر حسین موسوی در ابتدا ضمن تشکر از حضارگفت: شرایط امروز جامعه ویژه است و در این شرایط برای شما جوانان رجوع به افکار مختلف نشان دهنده حق طلبی شماست.
وی با اشاره به سخن چند روز پیش یکی از مسوولان وزارت کشور که اعلام کرده بود احزاب محترم هستند اما در کارهای کشور نباید دخالت کنند تصریح کرد: همین جمله را اگر بشکافیم به ریشه بسیاری از مشکلات جامعه پی خواهیم برد.
وی افزود: نوعی نگاه در جامعه وجود دارد که از پیشنهاد ها ناراحت می شود. از تنوع آرا و دخالت مردم در سرنوشت خود ناراحت می شود و مردم را تنها برای تشریفات و جشن ها مراسم می خواهد.
به گفته موسوی طبق آنچه که احزاب اصلاح طلب و جنبش سبز به آن پایبند هستند این نگاه را بر نمی تابند: معتقدیم که حاکمان واقعی، مردم هستند و بی دلیل گفته نشده است مردم ولی نعمت ما هستند.
وی تصریح کرد : ملت هوشیار و بیدار است. ایران مرکز تمدن جهانی بوده است. نمی شود با این ملت مثل بچه ها رفتار کرد. حتی یک مهمانی را هم تحمل نمی کنند ودیدید که بعد از عروسی پسر آقای میردامادی چه رفتاری کردند؟
وی به اهمیت ایجاد تشکل ها و احزاب اشاره کرد و گفت :از ابتدای مشروطه تا کنون نیروهای مذهبی در قالب تشکل های مذهبی در مقابل سایر گروه های سیاسی احساس مسئولیت می کردند. من خواندم که مرحوم مدرس هم به دنبال تشکیل حزب ضعفا بود و دلیلش هم این بود که سوسیالیست ها به دنبال تشکیل حزب بودند و گروه های مذهبی هم احساس مسئولیت می کردند.این احساس مسئولیت تا انقلاب و بعد از آن با تشکیل حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب و … ادامه پیدا کرد.
وی معتقد است: هم اکنون نیز گروه های اصلاح طلب مذهبی در بین مردم و جامعه ریشه دارند و بخشی از حاکمیت از همین مسئله می ترسد. حقیقت این است که در شرایط موجود که فضا دگرگون شده و یک فراز جدیدی از تاریخ را تجربه می کنیم.
وی از گروه های مذهبی خواست تا به یک نکته مهم بپردازند و آن اینکه چرا آن نقش راهگشا ی دین در اول انقلاب امروز در حل امور کمرنگ شده است؟
وی ادامه داد : ما شنیده ایم که می گویند حکومت با کفر دوام میاورد ولی با ظلم نه. در این میان به آیه ای از قرآن برخوردم که خداوند در سوره انعام آیه ۸۲ می فرمایند: الَّذِینَ آمَنُواْ وَلَمْ یَلْبِسُواْ إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَئِکَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ ((آری) آنها که ایمان آوردند،وایمان خود را با ظلم نیالودند ، ایمنی تنها از آن آنهاست وآنها هدایت یافتگانند)
موسوی بعد از قرائت این آیه تصریح کرد: حقیقت این است که امروز ادعای اسلامی بودن و مسلمانی با ظلم فراوان آمیخته شده است. آن ایمانی که قدرت اداره کشور را دارد نمی تواند با ظلم همخوان باشد.
وی به خاطره ای از دوران نخست وزیری خود اشاره کرد و گفت : روزی آقای منافی که وزیر بهداشت بودند نقل می کردند که دیداری با امام داشتند و بعد از دیدار امام برای نماز ایستادند. همه عجله کردند که فیض جماعت برسند. من یک برگ از درخت کندم و روی آن نماز خواندم. حضرت امام بعد از نماز به من گفتند چرا آن برگ را کندی؟ می توانستی از برگ هایی که پای درخت ریخته استفاده کنی. این طرز نگاه نشان می دهد که سنت الهی ما اجازه رفتار خشن را حتی با یک موجود زنده نمی دهد.
موسوی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: ما باید دقت کنیم که جنبش سبز بسیار فراتر و گسترده تر از تشکل های صاحب نام است و تاکید برای تحقق بدون تنازل قانون اساسی و اجماع بر سر آن جنبه حیاتی برای اصلاح دارد.
در این دیدار همچنین دکتر زهرا رهنورد با اشاره به جایگاه احزاب گفت: احزاب بین مردم و حاکمیت قرار دارند و اقدام برای حذف احزاب به معنای حذف پل ارتباطی با مردم است. در واقع حذف احزاب یعنی حذف جامعه مدنی و از بین بردن دموکراسی.
به اعتقاد این استاد دانشگاه، زنان و جوانان بار اصلی جنبش را بر دوش کشیدند و هزینه سنگینی که این دو قشر دادند قابل مقایسه با سایر اقشار نیست.
وی با اشاره به تکثر در جنبش سبز خاطر نشان کرد: با همه این تکثر، جنبش سبز بر دو اصل تکیه دارد که نخستین آن قانون اساسی و دومین آن احترام به تکثر ایده ها، سلایق و عقیده ها است.
همچنین در این دیدار جوانان اصلاح طلب نقطه نظرات خود را مطرح کردند و به بحث و گفتگو پیرامون مسائل مختلف پرداختند.
بیانیه ی دکتر رَه نورد به مناسبت ولادت حضرت زهرا
سالروز تولد حضرت فاطمه زهرا (س) دخت گرامی پیامبر اسلام و روز زن را به شما ملت عزیز تبریک عرض می کنم.
امیدوارم آن بانوی اطهر، آن بانوی بی همتا با تمام ابعاد وجودیش از کلمات روحانی و معنوی و علمی تا نقش های سیاسی و اجتماعی، لطافت مادری و همسری، پیوسته در نقطه اوج آرزوهای انسانی قرار گیرد.
جنبش سبز ضمن وحدت کم نظیرش در عین حال مشحون از تکثرهاست و این طراوت و تنوع فرصت می دهد که به تمام رفتارهای زیبای بشری ارج نهیم و به تمام الگوهای عدالت طلب و آزادی خواه در سطح جهان احترام گذاریم. در عین حال در قلمرو باور و ایمان اسلامی به فاطمه زهرا تاسی می کنیم و در برابر شخصیت متعالی او سر تعظیم فرود می آوریم. لحظه ای فراموش نمی کنیم که آن بانو چه رنج های عظیمی برای ارتقا و پیشبرد اسلام به جان خریدند و بدن عنصریشان در اوج جوانی به خاک تیره پیوست اما راهشان و روحشان همچنان برای مومنان و آزادیخواهان مستدام خواهد ماند.
اصلاحات و در بطن آن جنبش سبز، مطمئن است که لازم است با نگاه نو اندیشی دینی و با رویکردی معاصر، شخصیت حضرت زهرا (س) روایت شده و به انسان های مدرن شناسانده شود. اما، حضرت زهرا(س)، نه تنها الگویی برای زنان بلکه، نماد تام و کمال اسلام است، که این دین حنیف، به تمامی در چهره و شخصیت ایشان متبلور شده است. جای تأسف و تأثر است که حاکمیت فعلی، در شرایطی با تأسی به نام زهرا(س) به تدارک روز زن و هفته زن می پردازد که فرسنگ ها از آن شخصیت و آن رفتار دینی فاصله گرفته و جهت عکس آن بانویی بوده است که آزادگی و عدالت طلبی فقط یکی از ابعاد وجودی او بوده و وجه مثالی و الهیش همیشه قلب های مومنان را نورانی و امیدوار کرده است.
آیا می توان پذیرفت که حاکمیت به صدیقه کبری، زهرا (س) اعتقاد داشته باشد، و تا این حد دروغ بگوید، زنان و مردان را سرکوب کند و راه تنفس آزادی را با خفه کردن حلقوم ها، مسدود کند؟ شگفتا در همین هفته و روز حاکمیت ضجه کودکانی را که در فراق مادران زندانیشان ناله می کنند نمی شنود، آن بچه های مظلوم که در انتظار لطف و نوازش مادرانشان که یا در زندانند یا به خاک و خون خفته اند لحظه شماری می کنند و فریاد رسی جز خدا ندارند.
حاکمیت با ریشخند، به چهره مادرانی که پشت درهای زندان ها به امید دیدن پسران یادخترانشان هاجروار این سو و آن سو می دوند و تحقیر می شوند و وعده سرخرمن می بینند نگاه می کند. زنانی که مرد خانواده شان مدت هاست که در گور خفته یا در زندان تهدید و شکنجه شده اند، مادرانی که آرزوی دامادی و عروسی و تحصیل جوانانشان را به جای جشن بر سر گورشان سوگواره غم و آه می گیرند و فستیوال اشک و افسوس برگزار می کنند.
اینک روز زن و هفته زن به نام نامی حضرت زهرا فرا رسیده است. به حاکمیت فعلی اعلام می کنم این فرصت بزرگ را غنیمت شمارید و یکبار هم که شده صدق گفتار و عملتان را ثابت کنید. مناسبت ها همیشه نباید بهانه آزادی دزدان و آدم کشان باشد یکبار هم مناسبت ها را بهانه آزادی زندانیان سیاسی قرار دهید. همه زندانیان را به پاس بزرگداشت زهرا(س) آزاد کنید و این اقدام را با زنان زندانی آغاز کنید، مطمئن باشید کوچک نمی شوید و کسی نمی گوید جا زده اید. سپس در مراحل بعدی آزادی مطبوعات، آزادی های فردی، عدم دخالت در زندگی خصوصی مردم،انتخابات آزاد و… تا آزادی و مردمسالاری میسر شود.
ما زنان از علما و مراجع عظام می خواهیم با دم مسیحائیشان حاکمیت را وادار به آزادی زندانیان و پاسخ به مطالبات مردم نمایند و چنین باد.
گزارش گفت و گوی روز نامه ی لوموند با دکتر رَه نورد
[عینن از مَردُمَک]
زهرا رهنورد خبر از برگزاری مراسم یادبود برای سالگرد انتخابات ریاست جمهوری میدهد.
وی که در آستانه ماه خرداد با روزنامه فرانسوی زبان «لوموند» صحبت کرد گفت: قدرت حاکم وی و همسرش، میرحسین موسوی، را دستگیر نکرده زیرا قصد نداشته بیش از این مردم را تحریک کند.
خانم رهنورد میگوید: حکومت از روشهای دیگری برای اعمال فشار استفاده کردهاست و به بازداشت برادرش، شاپور کاظمی، که فردی غیرسیاسی است و شش ماه را در زندان انفرادی به سر برده و فشارهای فیزیکی و روانی بسیاری تحمل کردهاست، و کشته شدن خواهر زاده آقای موسوی در اعتراضات روز عاشورا اشاره میکند.
این هنرمند ایرانی با اشاره به «ترور شخصیتی» که رسانههای حکومتی علیه چهرههای جنبش سبز پیش گرفتهاند میگوید: همسرم، همین طور آقای کروبی و آقای خاتمی در مقابل هر فشاری مقاومت میکنند تا مطالبات مردم ایران برآوردهشود.
زهرا رهنورد با اشاره به حمله به وی با گاز فلفل در روز دانشجو و در دانشگاه تهران، ضربه باتوم برقی در روز 22 بهمن و مشکلات ریوی و سردرد پس از این حملات اعلام میکند حاضر است برای محافظت از دیگرانی که در راه آزادی میجنگند کشتهشود.
خانم رهنورد هشدار میدهد که در صورتی که خانوادهاش قربانی مسالهای حاد با یک توطئه شوند حکومت مسئول آن خواهدبود.
رئیس سابق دانشگاه الزهرا جنبش سبز را حرکتی برای رسیدن به مطالبات مردم ایران بیش از صد سال پیش و از زمان جنبش مشروطه در سال 1285 میداند. وی میگوید: انتخابات ریاست جمهوری فرصتی بود که این خواستهها، آزادی، حق حاکمیت بر سرنوشت خود و دموکراسی دوباره مطرح شوند.
خانم رهنورد خاطر نشان میکند که این جنبش قصد براندازی ندارد و تنها به دنبال اصلاحات است. این استاد دانشگاه توضیح میدهد: جنبش سبز از جامعه مدنی سرچشمه میگیرد و صلحطلب است حتی اگر طرف مقابل دست به اسلحه ببرد و از خشونت استفاده کند.
زهرا رهنورد بر اراده قوی همسرش تاکید و اعلام میکند مهندس موسوی شجاعانه بر سر خواستهها و عقایدش ایستاده تا عملی شوند و به راحتی از آنها دست برنمیدارد.
این استاد دانشگاه در پایان تصریح میکند که میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی و بسیاری دیگر رهبران این جنبش هستند که به مبارزه در راه دموکراسی خود ادامه میدهند.
زهرا رهنورد سخنانش را با این جمله به پایان می رساند: من ایمان دارم که پیروزی پایانی روزی نصیب مردم خواهدشد.