تا صبح

دانایی را نمی شود کُشت! (طومار شیخ شَرزین، بهرام بیضایی)

نوشته‌های برچسب خورده با ‘زهرا رَه نورد

بیانیه ی دکتر رَه نورد به مناسبت 22 خُرداد

دیدگاهی بگذارید »

بسمه تعالی

بيست و دوم خرداد روزی است كه ملت سلحشور ايران حماسه ای پرشكوه را با دريافتی مدرن از رأی و انتخابات آفريد و با حضور ميليونی پای صندوقهای رأی، نشان داد كه خواهان تغييرات اساسی است: تغيير و اصلاح نگرش حاكميت به انسان و اسلام، تنوع و كثرت قومی و فرهنگی، و نحوه كشورداری. رئوس آرمانهای نهفته در بطن اين حضور ميليونی چنين بود:

  • احترام به انسان و هستی والای او، و نه تحقير و دروغ و بدبينی به انسان
  • احترام به آزادی -آزادي بيان، قلم و انديشه- نه خفه كردن حلقومها و بستن روزنامه ها و تك بعدی كردن رسانه ها
  • احترام به انتخابات آزاد، و نه مهندسی شده و فرمايشی
  • احترام به آزاديهای فردی، احترام به اقليتهای زبانی و قومی، و احترام به تنوع و تكثر انديشه ای و فرهنگی
  • آزادی زندانيان سياسي و دانشجويان ستاره دار و نه اخراج آنها از دانشگاهها و انواع محروميتهای تحصيلی و شغلی
  • احترام به زن، شأن، و مساوات بشری و رفع تبعيض، و نه تحقير و تبعيض و صيغه و تعدد زوجات در دنيای مدرن و ترتيب قوانين قيّم مآبانه ای كه اسلام عزيز، از اين نحوه نگرش فرسنگها به دور است و راهگشای همه معضلات بشری در هر عصر و هر نسلی است.

اما شگفتا كه تمام آرزوهای ملت ايران برای تغيير با يك مهندسی پنهانی و دستكاری در رأی مردم بر باد رفت؛ اقدامی كه ابتدا به تقلب در انتخابات و بعدها به كودتای انتخاباتی مشهور شد.

از فردای بيست و دوم خرداد، مردم صادقانه و مشفقانه اعلام كردند «رأی ما كجاست» كه ناگهان بصورت بيسابقه ای با ضرب و شتم و سركوب و گلوله و زندان و مرگ و شهادت روبرو شدند؛ اقدامی كه هيچ حاكميتی در حق ملت خود انجام نمی دهد، مگر آنكه بخواهد به ديكتاتوری خود افتخار كند.

ملت در روز پرشكوه بيست و پنجم و سی ام خرداد، گل سكوت ارائه داد و گلوله آتشين دريافت كرد و به ياد روزهای انقلاب كبير اسلامی كه می گفت «ما به تو گل داديم، تو به ما گلوله»، ملت بزرگ ايران حق خواهي شرافتمندانه خود را تكرار كرد. اما حاكميت، گره ای را كه می توانست با سر انگشت تدبير حل كند به دندانهای كُند، تير و تفنگ، و زندان سپرد و كاه مطالبات را به كوهی از مطالبات تبديل كرد و امروز شاهد مقاومت و تعميق جريان عظيم جنبش سبز در بستر تاريخی و معاصر ايران هستيم.

و اينك در سالگرد حماسه بيست و دوم خرداد، همچنان صبر و مقاومت بر سر تغيير در صور مطالبات مردم قرار دارد و اين درحاليست كه بحران هويت و وحدت، آرامش كشور را مخدوش كرده است.

اما هنوز هم فرصت باقي است. جنبش سبز كه از بطن اصلاحات برخاسته، برانداز نيست بلكه اصلاحگر و در پی تحقق خير عمومی است، لهذا حاكميت مي تواند به حداقلهای مطالبات ملت پاسخ مثبت دهد و بطور نسبی شرايط بحرانی را آرام نمايد و بر دل مادران و فرزندان و خانواده های داغدار مرهم نهد. كف خواسته های ملی كه بارها و بارها از زبان فعالين سياسی و احزاب و گروهها و انجمنها مطرح شده را می توان چنين دانست:

  1. آزادی بدون قيد و شرط زندانيان سياسی
  2. آزادی مطبوعات، قلم، بيان و انديشه
  3. برگزاری انتخابات آزاد
  4. اقدام به حل و فصل قوانين تبعيض آميز و قيّم مآبانه نسبت به زنان
  5. موضعگيری واقع گرايانه در برابر تحريمهايی كه عمدتاً ناشی از رفتار غلط حاكميت در سطح ملی و بين المللی است، با جلب رضايت مردم
  6. احترام به اقليتها و ايجاد امكانات رشد و توسعه فرهنگی برای تكثرهای قومی و زبانی بعنوان فرصتی برای شكوفايی، با اعتماد بر وحدت ملی
  7. عذرخواهی و دلجويی از بيت مكرم حضرت امام خمينی (ره) و عذرخواهی از شخص حاج سيد حسن آقای خميني، رزمنده ديرينه جبهه های جنگ تحميلي و عالم امروزی حوزه های علميه و تنبيه حرمت شكنان.

والسلام علی من التبع الهدی

نوشته شده توسط بامداد راد

10 ژوئن 2010 در 18:51

نوشته شده در جنبش سبز

برچسب خورده با , ,

یاد داشت دکتر رَه نورد در مورد اعدام های اخیر

دیدگاهی بگذارید »

(من: شخصن برای من جالب است که «کلمه» تازه گی ها خیلی از «جَرَس» نَقل می کُنَد و حتّا در برخی مواردی نظیر این یاد داشت که باید خودش منتشر کُننده ی اصلی خبر باشد، خبر را به نَقل از «جَرَس» منتشر می کُنَد.)

اعدامهای تحریک آمیز و خشونت بار این ایام توسط حاکمیت، بویژه اعدام پنج جوان که در روز یکشنبه ۱۹ اردیبهشت به بهانه حضور در گروهکها اعدام شده اند، سؤالهای متنوعی را به ذهن هر انسان آزاده و تحلیلگری متبادر می کند.

مثلاً:

- اصلاً چرا اعدام؟ چرا بدترین مجازات در حق انسانها و ملت اعمال شده است؟

- آیا روند دادرسی انجام شده؟ آیا اقرار گرفتن زیر شکنجه هیچگونه وجاهت قانونی دارد؟

- آیا این اعمال و محکومیتها و اعدامها، اقدامی مستقلانه از سوی قوه قضائیه بوده است یا با فشار نهادهای امنیتی انجام شده؟

- آیا این اعدامهای شتابزده برای زهر چشم گرفتن از مردم در سالگرد بیست و دوم خرداد بوده است؟

- درحالی که جنبش سبز با همه تنوع و تکثر، خواهان استقرار حاکمیت مرکزی، وحدت ملی تمام قومیتهای ارضی ایران با حفظ حقوق اقلیتها ست، چرا حاکمیت فعلی با سرکوب اقلیتها و جوانان کرد و اعدامها در جهت تحریک این قوم اصیل عمل می کند؟ و سؤال پررنگ این است که آیا این اقدامات در جهت وحدت ملی است و یا تجزیه ملی و سایر پیامدهای سوء آن؟

- آیا اعدام زنان و خشونت در حق لطیف ترین بندگان خدا، موجب سرافرازی حاکمیت است یا نشان ضعف و ذلت آن؟ و این درحالی است که به فرموده پیامبر، زن به ریحانه تشبیه می شود: «إنَّ النّساء ریحانة»

- آیا با این همه ادعای اسلام مداری رژیم، این اقدامات خشن، بازجوییها، زندانهای طویل المدت، و نهایتاً اعدامها، زنان را به اسلام علاقه مند کرده یا موجب بدبینی زنان و جوانان به اسلام شده است به نحوی که حتی عبادات بنیادی مثل نماز و روزه را هم برای آنها زیر سؤال برده است؟ اینگونه زن کشی ها، به این معنا ست که بالاخره حاکمیت به مطالبه رفع تبعیض تن داده (!) اما این بار از طریق ظلم بالسویّه! با اعمال زندان، شکنجه، بازجویی، احضار و اعدام، بطور مساوی برای زنان و مردان! و همزمان خودداری از هرگونه اقدام رفع تبعیض در قوانین قیم مآبانه در ارگانهای ذیربط و دادگاهها و نهایتاً، من زهرا رهنورد بعنوان عضو کوچکی از ملت، در اینجا به تمام مادران داغدار و زنانی که فرزندان و شوهرانشان اعدام شده اند یا در کف خیابانها به دست مزدوران کشته شده اند پیام می فرستم: ای زنان دلیر و شجاع، در این غم و اندوه عظیم، در کنار شما هستم و بدانید که این خونها به بار می نشیند و پاداش هزینه سنگین داغ جوانان صبح آزادی و دموکراسی خواهد بود اما دریغ و افسوس از این همه ظلم حاکمیت بر ملت؛ ملتی که هیچ کس را ندارد جز خداوند عالم.

نوشته شده توسط بامداد راد

12 مه 2010 در 10:42

نوشته شده در جنبش سبز

برچسب خورده با ,

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.